مرضيه محمدزاده

168

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

صاحب بن عبّاد ابو القاسم ، اسماعيل بن ابى الحسن عبّاد بن العبّاس بن عبّاد بن احمد بن ادريس طالقانى ملقّب به « صاحب » و « كافى الكفاة » كه در 16 ذى القعده سال 326 هجرى در طالقان متولد شد . ابن خلكان گويد : « او نخستين كس از وزراء است كه لقب صاحب گرفت بدان سبب كه مصاحب ابو الفضل بن العميد بود و چون به وزارت رسيد اين لقب بر او بماند و « كافى الكفاة » را فخر الدوله ديلمى به او به سبب لياقتى كه در كتابت داشت ، داد . » پدران وى نيز از كتّاب و ادباء عصر خود بوده‌اند . « 1 » صاحب ، حديث را از مشايخ اصفهان و بغداد و رى فراگرفت و به ديگران ياد داد و همواره تحريض مىكرد كه حديث بياموزيد و بنويسيد . صاحب از سال 347 تا 366 هجرى در اصفهان كاتب مؤيد الدّوله بود و تا 373 هجرى در گرگان وزارت وى را داشت و از آن سال تا 385 وزارت فخر الدّوله به عهده او محوّل گشت و از خلفاى بنى عباس با الراضى باللّه ، المتقى باللّه ، المستكفى باللّه ، الميطع للّه ، الطالع للّه و القادر باللّه معاصر بوده است و از آل بويه با سه برادر عماد الدّوله ، ركن الدّوله و معزّ الدّوله و نيز با عزّ الدّوله ، عضد الدّوله ، مؤيّد الدّوله و فخر الدّوله هم عصر بوده است . هم‌چنين پيشرفتهاى سبكتكين و استيلاى پسر او محمود بر خراسان در پايان عمر صاحب بود . صاحب در اصفهان بساط ادب بگسترد . خود در زمينه‌هاى مختلف صاحب فضل و كمال بود . در جنبه علم و هنر ، سخندانى و ادب ، سياست و تدبير ، عظمت روح و نجابت اصيل و فضل سرشار و شرف خالص بود . البته شهرتى كه در تمام شئون اجتماعى كسب نمود خود گواه عظمت و شخصيّت اوست . در اينكه صاحب از طبقه ممتاز و از بزرگان مذهب است هيچيك از دانشوران شيعه ترديد نكرده‌اند . شعر فراوانى كه در سوگ يا ثناى اهل بيت سروده و نثر اديبانه‌اش كه آثار دوستى و انقطاع و تفضيل اهل بيت از آن آشكار است ، گواه اين مطلب است . ابن طاووس ، مجلسى ، ابن شهرآشوب ، شيخ حرّ عاملى ، شيخ صدوق و شيخ مفيد و ديگران او را شيعه اثنى عشرى مىدانند . از صاحب لطائف و بذله‌ها به جاى مانده است كه بر قريحه‌ى روشن و حضور ذهن و سرعت انتقال او دلالت مىكند . صاحب ، تأليفات فراوانى در علم و ادب دارد كه از آثار جاويدان است . علّامه امينى در جلد چهارم الغدير فهرست تأليفات او را آورده است . كتابها از نظر علمى بسيار متنوّع هستند و نشان‌دهنده اين است كه آنها را يكى از رجال برجسته‌ى تاريخ و نوابغ دهر نوشته است . او در هيچ فنّى از فنون علمى كوتاه نيامده و به همين دليل او هم فيلسوف است هم متكلّم ، هم فقيه و محدّث و هم مورّخ و لغوى ، هم نحوى و اديب و هم نويسنده و شاعر . وى صاحب كتابخانه‌ى پر ارج و گرانبهايى بود كه گويند چهارصد شتر آن را حمل مىكرد . بيشتر كتب او در حمله‌ى سلطان محمود غزنوى به رى سوزانده شد . صاحب نسبت به عربيّت تعصّب شديد داشت و مىكوشيد شعر خود را به سبك شامى نزديك كند چه اين سبك به سبب قرب جوار با شبه جزيره عربستان ، استحكام خود را حفظ كرده بود ، در صورتىكه سبك عراقى در نتيجه‌ى مجاورت با ايران ، لطف و رقّت و طراوت و زيبايى مخصوصى داشت . در نثر بيشتر از نظم به صناعت لفظى مقيّد بود . هرچند كه نظم او نيز خالى از

--> ( 1 ) - معجم الادباء ؛ ج 2 ، ص 274 .